تبليغاتX
عشق جاودان
((دوستت دارم))

      دوستت دارم         

 

چنان ریختم که باد ریختنم را احساس نکرد،

چنان سوختم که آتش ،صفحه های پرشده ام را در خود فرو برد.

چنان شکستم که که چهار دیواری کوچک زندگیم شکایتی نکرد.

من زندگی ام را به تو و تو را به تجربه ای ناتمام باختم.

من،مرگ را چشیدم.

همان طور که خوشبختی را احساس کردم و

محو شدم در تمام تصاویری که به آن نقش می دادیم و هنوز،

شب را در دایرهء کوچک زندگی ام سپری می کنم

و نقطه اوج زندگی ام در اندوه مه گرفته و محو گشته ای می بینم.

می بینی آنقدر بزرگ شده ام که دقیقه ها را به ساعت ها می فروشم

و شیرینی محبت را با تلخی دو چندان فرو می دهم

و گرفتار نفرتی هستم که زندگی ام را از من چپاول می کند.

ولی من مات مانده ام به سیاهی،به قلبی که هرگز مرا دوست نداشت.

راست می گفتند،من هنوز بچه ام .چرا که هنوز قانون زیستن را بلد نیستم

و نمی دانم این امتداد مرا به کجا خواهد کشاند.

ولی مطمئن هستم انتهای من تو ...

چرا که معنی دوست داشتن را از تو یاد گرفته ام ...

نوشته شده توسط مهدی.ج در پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت 20:54 | لینک ثابت |

 
وبلاگ عشق جاودان #sDiv1 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:22px; color:pink;} #sDiv2 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:20px; color:silver;} #sDiv3 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:15px; color:red;} #sDiv6 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:20px; color:silver;} #sDiv4 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:25px; color:pink;} #sDiv6 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:20px; color:silver;}